فردی که لکنت دارد معمولاً دقیقاً میداند چه میخواهد بگوید؛ اما جریان گفتارش با تکرارهای ناخواسته، کشیدهگویی یا گیر و قفل قطع میشود. این الگو در بیشتر افراد از دوران کودکی آغاز میشود و در منابع تخصصی با عنوان اختلال در روانی گفتار با شروع در کودکی شناخته میشود.
اگر هنوز درباره نشانهها و انواع ناروانی مطمئن نیستید، ابتدا راهنمای لکنت زبان چیست؟ را بخوانید.
مداخله زودهنگام برای لکنت کودکان میتواند به روانتر و آسانتر شدن گفتار کمک کند و از شکلگیری بعضی واکنشهای منفی نسبت به صحبت کردن جلوگیری کند. بااینحال، بعضی کودکان بهموقع خدمات تخصصی دریافت نمیکنند و ممکن است در نوجوانی یا بزرگسالی، علاوه بر خود لکنت، با ترس از صحبت، اضطراب، شرم یا اجتناب از موقعیتهای ارتباطی نیز روبهرو شوند.
نکته مهم: اضطراب و مشکلات روانشناختی، علت اصلی لکنت رشدی نیستند؛ اما تجربههای ناخوشایند، واکنش دیگران و ترس از لکنت میتوانند فشار ارتباطی را بیشتر کنند. برای شناخت دقیقتر این تفاوت، مقاله علت لکنت زبان چیست؟ را مطالعه کنید.
اینجاست که درمان شناختی رفتاری یا CBT میتواند در کنار گفتاردرمانی مفید باشد. CBT قرار نیست لکنت را با چند فکر مثبت از بین ببرد؛ هدفش این است که رابطه فرد با افکار، احساسات و رفتارهای مرتبط با لکنت را تغییر دهد تا ارتباط راحتتر و زندگی فعالتری داشته باشد.
فهرست
- 1 درمان شناختی رفتاری لکنت دقیقاً چه چیزی را هدف میگیرد؟
- 2 در جلسههای اول CBT چه اتفاقی میافتد؟
- 3 CBT چطور به فرد دارای لکنت کمک میکند؟
- 4 اجزای اصلی CBT برای مشکلات مرتبط با لکنت چیست؟
- 5 ثبت افکار ناکارآمد چطور انجام میشود؟
- 6 آیا میتوان ذهنآگاهی را با CBT ترکیب کرد؟
- 7 درمان شناختی رفتاری لکنت چقدر طول میکشد؟
- 8 چه کسانی ممکن است از CBT سود ببرند؟
- 9 گفتاردرمانگر یا روانشناس؛ باید به کدام مراجعه کنیم؟
- 10 چند سؤال رایج درباره CBT و لکنت
- 11 جمعبندی
درمان شناختی رفتاری لکنت دقیقاً چه چیزی را هدف میگیرد؟
سالها زندگی با لکنت، بهخصوص وقتی با تمسخر، عجله دیگران، کامل کردن جمله، قضاوت یا تجربههای ارتباطی ناخوشایند همراه باشد، ممکن است زمینه این واکنشها را فراهم کند:
- اضطراب قبل یا هنگام صحبت کردن
- ترس از گیر کردن روی یک کلمه
- تردید نسبت به تواناییهای خود
- شرم، خشم، ناامیدی یا کلافگی
- عوض کردن کلمات و پنهان کردن لکنت
- اجتناب از تماس تلفنی، معرفی خود، سفارش دادن یا صحبت در جمع
- نگرش منفی نسبت به خود، گفتار و ارتباط با دیگران
این پیامدها برای همه افراد دارای لکنت یکسان نیستند. ممکن است فردی لکنت قابلتوجهی داشته باشد اما از ارتباط دوری نکند؛ فرد دیگری نیز لکنت ظاهراً خفیفی داشته باشد، ولی برای پنهان کردن آن بخش بزرگی از زندگیاش را محدود کند.
گاهی بازگشت لکنت پس از درمان نیز باعث ناامیدی، خودسرزنشگری یا اضطراب میشود. اگر تمام موفقیت درمان را فقط با «تعداد دفعات لکنت» بسنجیم، یک نوسان طبیعی در گفتار ممکن است بهاشتباه شکست کامل تلقی شود.
بنابراین، گفتاردرمانی فقط نباید به آنچه شنیده میشود محدود بماند. در یک برنامه جامع، تجربه درونی فرد، میزان تلاش برای پنهان کردن لکنت، اجتنابها، مشارکت اجتماعی و کیفیت زندگی نیز اهمیت دارند. انجمن گفتار، زبان و شنوایی آمریکا نیز بر توجه همزمان به جنبههای آشکار لکنت و واکنشهای عاطفی و شناختی تأکید میکند.
راهنمای تخصصی ASHA درباره لکنت و درمان آن
CBT همین بخش شناختی، هیجانی و رفتاری را هدف میگیرد. یک مرور تخصصی درباره CBT برای بزرگسالان دارای لکنت گزارش میکند که این رویکرد میتواند به کاهش اضطراب و اجتناب اجتماعی و افزایش مشارکت در موقعیتهای واقعی صحبت کردن کمک کند.
مطالعه CBT برای بزرگسالان دارای لکنت در PubMed
CBT درمان قطعی لکنت نیست. این روش بیشتر برای مدیریت افکار، احساسات، اضطراب و رفتارهای اجتنابی مرتبط با لکنت به کار میرود و در صورت نیاز، در کنار گفتاردرمانی قرار میگیرد.
اگر لکنت برای اولین بار و بهصورت ناگهانی در بزرگسالی شروع شده است، موضوع با لکنت رشدی فرق دارد و پیش از هر برنامه روانشناختی باید علت آن ارزیابی شود. توضیحات کامل را در مقاله لکنت ناگهانی بزرگسالان بخوانید.
در جلسههای اول CBT چه اتفاقی میافتد؟
بخش مهمی از روزهای اول درمان به شناخت دقیق لکنت اختصاص دارد. درمانگر به مراجع و در صورت نیاز به خانواده او توضیح میدهد که لکنت چیست، چرا شدت آن در موقعیتهای مختلف تغییر میکند و فرق میان خود لکنت و واکنشهایی که بهمرور پیرامون آن شکل گرفتهاند چیست.
سپس موقعیتهای دشوار، افکار خودکار و رفتارهای اجتنابی بررسی میشوند. برای مثال، ممکن است فرد پیش از یک تماس تلفنی با خود بگوید:
- «اگر روی اسمم گیر کنم، طرف مقابلم فکر میکند توانایی ندارم.»
- «همه متوجه اضطرابم میشوند.»
- «اگر لکنت کنم، کل گفتوگو خراب میشود.»
- «بهتر است تماس نگیرم یا از شخص دیگری بخواهم بهجای من حرف بزند.»
درمانگر کمک میکند فرد متوجه شود این فکرها چگونه اضطراب را بالا میبرند و به تعویق انداختن، عوض کردن کلمه، کوتاه جواب دادن یا دوری از صحبت را تقویت میکنند. آشنایی با افکار خودآیند و خطاهای شناختی میتواند در فهم این بخش مفید باشد.
مرحله بعد معمولاً طراحی تجربههای رفتاری و روبهرو شدن تدریجی با موقعیتهای ترسناک یا اجتنابشده است؛ مثلاً پرسیدن یک سؤال کوتاه، تماس با فردی آشنا، معرفی خود در یک جمع کوچک و در مراحل بعد صحبت در موقعیتهای دشوارتر.
این مواجهه باید تدریجی و هدفمند باشد. قرار نیست مراجع بدون آمادگی به سختترین موقعیت فرستاده شود یا مجبور باشد لکنت خود را پنهان کند. هدف این است که پیشبینیهای ذهنی در دنیای واقعی آزمایش شوند و فرد تجربه کند که حتی با وجود لکنت هم میتواند پیامش را منتقل کند.
در مورد کودکان و نوجوانان، همراهی خانواده و مدرسه اهمیت بیشتری دارد. نوع حرف زدن اطرافیان، فرصت دادن برای تکمیل جمله و کاهش واکنشهای منفی بخشی از محیط حمایتی درمان است. در مقاله درباره لکنت کودک به اطرافیان چه بگوییم؟ این موضوع را کاملتر توضیح دادهایم.
CBT چطور به فرد دارای لکنت کمک میکند؟
درمانگر به فرد کمک میکند خطاهای شناختی و برداشتش از نگاه دیگران را بررسی کند. در CBT رفتار یا احساس مراجع بهسادگی «درست» یا «غلط» نامیده نمیشود؛ بلکه شواهد، برداشتهای جایگزین و نتیجه هر رفتار بررسی میشوند.
فرد یاد میگیرد هنگام یا بعد از یک تعامل از خودش بپرسد:
- چه چیزی باعث شد در این گفتوگو چنین احساس شدیدی پیدا کنم؟
- آیا راه دیگری برای نگاه کردن به این موقعیت وجود دارد؟
- چه شواهدی پیشبینی من را تأیید میکند و چه شواهدی با آن سازگار نیست؟
- آیا دارم فکر دیگران را میخوانم یا بدترین نتیجه ممکن را قطعی فرض میکنم؟
- اگر یکی از دوستانم همین تجربه را داشت، به او چه میگفتم؟
- با وجود اضطراب یا لکنت، کوچکترین اقدام مفید من چیست؟
آدمها گاهی براساس چند تجربه ناخوشایند گذشته، درباره گفتوگوی بعدی سریع نتیجهگیری میکنند. برای نمونه، یک بار قطع شدن تماس یا واکنش نامناسب شنونده ممکن است به این باور تبدیل شود که «هر بار لکنت کنم، دیگران مرا ناتوان میبینند». CBT کمک میکند این نتیجهگیری کلی بررسی و با یک برداشت متعادلتر جایگزین شود.
چرخه اضطراب، اجتناب و لکنت چگونه شکل میگیرد؟
- فرد یک موقعیت گفتاری را پیشبینی میکند.
- فکر میکند حتماً لکنت خواهد کرد و دیگران او را قضاوت میکنند.
- توجهش بیش از حد روی تکتک کلمات، حرکات دهان و واکنش شنونده متمرکز میشود.
- اضطراب و تنش بالا میرود و فرد کلمه را عوض میکند، حرفش را کوتاه میکند یا از موقعیت خارج میشود.
- اجتناب در کوتاهمدت اضطراب را کم میکند؛ اما در بلندمدت به مغز یاد میدهد که آن موقعیت واقعاً خطرناک بوده است.
- در موقعیت بعدی، ترس و اجتناب با قدرت بیشتری برمیگردند.
CBT تلاش میکند این چرخه را در چند نقطه بشکند: اصلاح پیشبینیهای غیرواقعبینانه، انتقال توجه، کاهش رفتارهای ایمنی و روبهرو شدن تدریجی با موقعیت. اگر ترس از ارزیابی دیگران بخش بزرگی از مشکل شده باشد، مطالعه راهنمای اضطراب اجتماعی و ترس از موقعیتهای اجتماعی نیز مفید است.
اجزای اصلی CBT برای مشکلات مرتبط با لکنت چیست؟
سه جزء رایج CBT که در مدیریت اضطراب مرتبط با لکنت کاربرد دارند، آموزش توجه، بازسازی شناختی و تجربههای رفتاری هستند.
1) آموزش توجه
فرد یاد میگیرد توجه خود را آگاهانه هدایت کند. اضطراب اجتماعی معمولاً توجه را به درون میکشد: «صدایم چطور است؟»، «صورتم قرمز شد؟»، «الان گیر میکنم؟». در آموزش توجه، تمرکز به محتوای پیام، گفتوگو، محیط و واکنش واقعی مخاطب برگردانده میشود.
هدف این نیست که فرد تمام مدت گفتارش را زیر ذرهبین بگذارد. نظارت افراطی بر تکتک کلمات میتواند فشار را بیشتر کند. هدف، انعطاف در جابهجایی توجه است.
2) بازسازی شناختی
در این بخش فرد یاد میگیرد افکار خودکار و خطاهایی مانند ذهنخوانی، فاجعهسازی، تفکر همه یا هیچ و تعمیم افراطی را شناسایی کند. بعد شواهد را میسنجد و به یک فکر واقعبینانهتر میرسد.
فکر واقعبینانه لزوماً یک جمله کاملاً مثبت نیست. مثلاً بهجای «من اصلاً لکنت نمیکنم» میتوان گفت: «ممکن است روی چند کلمه لکنت کنم؛ اما میتوانم حرفم را ادامه بدهم و لکنت ارزش یا توانایی من را تعیین نمیکند.»
3) تجربههای رفتاری
در تجربه رفتاری، یک پیشبینی مشخص در عمل آزمایش میشود. اگر پیشبینی این باشد که «وقتی در معرفی خودم لکنت کنم، همه مسخرهام میکنند»، مراجع با برنامهریزی درمانگر وارد یک موقعیت کنترلشده میشود، نتیجه واقعی را ثبت میکند و آن را با پیشبینی قبلی مقایسه میکند.
این تمرینها میتوانند از موقعیتهای ساده شروع شوند و به تماس تلفنی، خرید، صحبت با فرد ناآشنا، جلسه کاری یا سخنرانی برسند. شدت و ترتیب تمرین باید براساس شرایط هر فرد تعیین شود.
موفقیت تجربه رفتاری فقط «بدون لکنت حرف زدن» نیست؛ گاهی موفقیت یعنی فرد با وجود لکنت، از موقعیت فرار نکرده و پیامش را کامل گفته است.
ثبت افکار ناکارآمد چطور انجام میشود؟
یکی از ابزارهای رایج CBT، ثبت افکار است. این تمرین با خودنظارتی شروع میشود و به فرد کمک میکند ارتباط میان موقعیت، فکر، احساس و رفتار را واضحتر ببیند.
- موقعیت را بنویسید: کجا بودید و قرار بود چه کاری انجام دهید؟
- فکر خودکار را ثبت کنید: دقیقاً چه جملهای از ذهنتان گذشت؟
- احساس و شدت آن را مشخص کنید: مثلاً اضطراب ۸۰ از ۱۰۰.
- رفتار را بنویسید: تماس را عقب انداختید، کلمه را عوض کردید یا گفتوگو را ادامه دادید؟
- شواهد را بررسی کنید: چه چیزی موافق و چه چیزی مخالف فکر اولیه است؟
- فکر متعادلتری بسازید: جملهای واقعبینانه که همه شواهد را در نظر بگیرد.
- یک اقدام کوچک تعیین کنید: پیشبینی خود را با یک تجربه رفتاری قابلاندازهگیری امتحان کنید.
| بخش | نمونه مرتبط با لکنت |
|---|---|
| موقعیت | تماس تلفنی برای گرفتن وقت |
| فکر خودکار | اگر روی اسمم گیر کنم، طرف مقابلم فکر میکند ناتوانم |
| احساس و رفتار | اضطراب ۸۰ از ۱۰۰؛ عقب انداختن تماس |
| فکر متعادل | ممکن است لکنت کنم، اما هدف تماس گرفتن و انتقال پیام است؛ من از فکر طرف مقابل مطمئن نیستم |
| تجربه رفتاری | تماس را انجام میدهم و نتیجه واقعی را، نه چیزی را که حدس میزنم، ثبت میکنم |
درمانگر بهجای جایگزین کردن همه فکرهای ناخوشایند با «فکر مثبت»، به فرد کمک میکند افکار دقیقتر، کاربردیتر و واقعبینانهتری بسازد. هدف نهایی این است که مراجع در موقعیتهای واقعی، الگوهای رفتاری تازهای را تمرین کند.
یک مجموعه موردی منتشرشده نیز کاهش نگرشهای ناکارآمد و اضطراب مرتبط با لکنت را پس از استفاده از راهبردهای شناختی رفتاری گزارش کرده است؛ هرچند مطالعه موردی بهتنهایی برای نتیجهگیری قطعی کافی نیست.
مطالعه موردی CBT برای لکنت در پایگاه PMC
آیا میتوان ذهنآگاهی را با CBT ترکیب کرد؟
گاهی گفته میشود CBT همراه با ذهنآگاهی همیشه بهترین نتیجه را میدهد؛ اما از نظر علمی بهتر است محتاطتر بگوییم: ذهنآگاهی میتواند برای بعضی افراد مکمل مفیدی باشد، ولی برای همه لازم نیست و برتری قطعی آن نسبت به CBT بهتنهایی ثابت نشده است.
ذهنآگاهی یعنی توجه عمدی و بدون قضاوت به تجربه همین لحظه. فرد بهجای جنگیدن با هر نشانه اضطراب یا تلاش دائمی برای حذف لکنت، یاد میگیرد احساسات، تنشها و افکار را ببیند و سپس براساس هدف ارتباطی خود عمل کند.
چند رویکردی که ممکن است در برنامههای مرتبط استفاده شوند عبارتاند از:
- کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی (MBSR): تمرین توجه به بدن، تنفس و تجربه زمان حال برای کاهش واکنشپذیری به استرس.
- درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT): افزایش انعطافپذیری روانشناختی، پذیرش تجربههای دشوار و حرکت در جهت ارزشهای شخصی.
- شناختدرمانی مبتنی بر ذهنآگاهی (MBCT): ترکیب مهارتهای شناختی با تمرینهای ذهنآگاهی.
این رویکردها دقیقاً یک روش واحد نیستند؛ اما میتوانند به کاهش اجتناب، تنظیم هیجان، پذیرش تجربه لکنت و حضور فعالتر در ارتباط کمک کنند. پژوهشهای اولیه درباره ذهنآگاهی و ACT در افراد دارای لکنت نتایج امیدوارکنندهای نشان دادهاند، ولی حجم شواهد هنوز از درمانهای تثبیتشده اضطراب اجتماعی کمتر است.
مرور کاربرد ذهنآگاهی در درمان لکنت
مطالعه ACT برای بزرگسالان دارای لکنت
درمان شناختی رفتاری لکنت چقدر طول میکشد؟
مدت CBT به شدت اضطراب، میزان اجتناب، هدفهای درمان، وجود مشکلات روانشناختی دیگر، سن فرد و تمرین بین جلسهها بستگی دارد. گاهی برای این درمان بازهای از ۳ ماه تا ۳ سال ذکر میشود؛ اما این عدد یک قانون ثابت و قابلتعمیم برای همه افراد نیست.
CBT معمولاً درمانی ساختارمند و هدفمحور است. بعضی افراد برای یک مشکل مشخص به یک دوره کوتاهتر نیاز دارند و بعضی دیگر، بهخصوص در صورت اضطراب اجتماعی شدید، افسردگی، تجربههای طولانیمدت اجتناب یا اهداف متعدد، به درمان طولانیتری احتیاج دارند.
در شروع ممکن است جلسهها منظمتر باشند. با یادگیری مهارتها، کاهش اجتناب و بهتر شدن عملکرد روزمره، فاصله جلسهها بیشتر میشود. گاهی نیز جلسههای یادآور یا پیگیری برای حفظ دستاوردها، مرور موقعیت تازه یا پیشگیری از برگشت الگوهای قبلی پیشنهاد میشوند.
مدت درمان باید براساس ارزیابی و پیشرفت واقعی تعیین شود، نه فقط براساس تعداد دفعات لکنت. شاخصهای مهم پیشرفت میتوانند این موارد باشند:
- کمتر شدن ترس پیش از صحبت
- کاهش عوض کردن کلمه و پنهانکاری
- کمتر شدن اجتناب از تماس، کلاس، جلسه یا جمع
- توانایی ادامه دادن صحبت بعد از یک لحظه لکنت
- مشارکت بیشتر در موقعیتهای شخصی، تحصیلی و شغلی
- کمتر شدن خودسرزنشگری و نگاه همه یا هیچ به درمان
چه کسانی ممکن است از CBT سود ببرند؟
CBT بیشتر برای نوجوانان و بزرگسالانی مطرح میشود که لکنت بر فکر، احساس، انتخابها یا مشارکت اجتماعیشان اثر گذاشته است. نشانههای زیر میتوانند نیاز به ارزیابی این بخش را مطرح کنند:
- ترس شدید از قضاوت شدن هنگام لکنت
- اجتناب از کلمات، افراد یا موقعیتهای گفتاری
- پنهان کردن لکنت با سکوت، تعویض کلمه یا تغییر برنامه زندگی
- اضطراب اجتماعی، افت خلق یا کاهش کیفیت زندگی
- ناامیدی شدید پس از نوسان یا بازگشت لکنت
- کمالگرایی گفتاری و انتظار «روانی صددرصدی»
اگر فرد از لکنت خود ناراحتی قابلتوجهی ندارد و ارتباطش را محدود نمیکند، الزاماً به CBT نیاز ندارد. درمان باید براساس نیاز و هدف خود فرد انتخاب شود، نه صرفاً براساس نظر اطرافیان درباره شکل گفتارش.
در کودکان کمسن، اولویت معمولاً ارزیابی و مداخله تخصصی گفتاردرمانی با مشارکت والدین است. برای کودکان مدرسهای و نوجوانان میتوان از راهبردهای شناختی و رفتاری متناسب با سن استفاده کرد؛ بهخصوص وقتی تمسخر، اجتناب، شرم یا اضطراب نیز وجود دارد.
گفتاردرمانگر یا روانشناس؛ باید به کدام مراجعه کنیم؟
پاسخ میتواند هر دو باشد. گفتاردرمانگر، لکنت و تجربه ارتباطی فرد را ارزیابی میکند و روی گفتار، کاهش تقلا، ارتباط مؤثر، اجتنابهای گفتاری و هدفهای ارتباطی کار میکند. روانشناس یا رواندرمانگر آموزشدیده نیز میتواند اضطراب اجتماعی، افسردگی، افکار ناکارآمد و سایر مشکلات سلامت روان را ارزیابی و درمان کند.
بعضی گفتاردرمانگران آموزش تکمیلی برای استفاده از راهبردهای CBT در محدوده کار حرفهای خود دارند. بااینحال، اگر فرد نشانههای یک اختلال اضطرابی یا افسردگی بالینی دارد، همکاری با متخصص سلامت روان اهمیت پیدا میکند. بهترین برنامه ممکن است با هماهنگی گفتاردرمانگر و روانشناس طراحی شود.
اگر اضطراب یا افت خلق باعث اختلال جدی در زندگی شده، یا افکار آسیبزدن به خود وجود دارد، مراجعه مستقیم و فوری به روانشناس، روانپزشک یا خدمات اورژانسی سلامت روان ضروری است.
چند سؤال رایج درباره CBT و لکنت
آیا CBT لکنت را کاملاً از بین میبرد؟
خیر. CBT درمان قطعی لکنت نیست و هدف اصلی آن حذف همه ناروانیها نیست. این روش میتواند اضطراب، ترس از قضاوت، اجتناب و نگرشهای ناکارآمد مرتبط با لکنت را کاهش دهد. برای کار مستقیم روی لکنت و گفتار، ارزیابی گفتاردرمانی لازم است.
آیا با کم شدن اضطراب، لکنت هم کمتر میشود؟
ممکن است برای بعضی افراد گفتار در برخی موقعیتها آسانتر شود؛ اما این نتیجه برای همه یکسان نیست. اضطراب علت اصلی لکنت رشدی نیست، هرچند میتواند تنش و تجربه دشوار صحبت کردن را بیشتر کند. کم شدن اضطراب حتی بدون تغییر چشمگیر در تعداد لکنتها نیز میتواند کیفیت ارتباط و زندگی را بهتر کند.
آیا میتوان CBT را بدون درمانگر انجام داد؟
شناخت افکار خودکار و ثبت موقعیتها میتواند شروع خوبی باشد؛ اما خودیاری جای ارزیابی تخصصی را نمیگیرد. اگر اضطراب شدید، اجتناب گسترده، افسردگی یا اختلال در تحصیل، کار و روابط وجود دارد، درمان باید زیر نظر متخصص انجام شود.
آیا CBT جای گفتاردرمانی را میگیرد؟
خیر. CBT و گفتاردرمانی هدفهای کاملاً یکسانی ندارند. برای بعضی افراد گفتاردرمانی بهتنهایی کافی است؛ برای بعضی دیگر ترکیب گفتاردرمانی با مداخله روانشناختی برنامه کاملتری میسازد.
باورهای غلط درباره لکنت و علت روانشناختی آن »
جمعبندی
درمان شناختی رفتاری میتواند به فرد دارای لکنت کمک کند افکار خودکار، ترس از ارزیابی، اضطراب و رفتارهای اجتنابی را بهتر بشناسد و تغییر دهد. آموزش توجه، بازسازی شناختی و تجربههای رفتاری سه بخش مهم این رویکرد هستند. ذهنآگاهی و رویکردهای مبتنی بر پذیرش نیز ممکن است برای بعضی افراد مکمل مفیدی باشند.
اما نکته اصلی این است: CBT لکنت را به یک مشکل صرفاً روانشناختی تبدیل نمیکند و جای گفتاردرمانی را نمیگیرد. درمان باید فردمحور باشد و علاوه بر روانی گفتار، سهولت ارتباط، مشارکت اجتماعی، احساسات و کیفیت زندگی را هم در نظر بگیرد.

